سيد علي اكبر قرشي
1146
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
آوردن و اعتذار كردن آمده است . وعث : سخن . مشقت ، فساد ، پنج مورد از آن در « نهج » آمده است ، در مقام دعا فرموده : « اللهم انّى اعوذ بك من وعثاء السفر و كابة المنقلب و سوء المنظر فى الاهل و المال و الولد » خ 46 86 ، خدايا به تو پناه مى برم از مشقت سفر و اندوه برگشت و از نظر بد در اهل و مال و فرزند كه وقت برگشتن آنها را در وضع بدى به بينم ، نصر بن مزاحم در كتاب صفين ص 132 نقل كرده كه آن حضرت در وقت رفتن به صفّين چون پا در ركاب كرد فرمود : « اللهم انّى اعوذ بك من وعثاء السفر . . . » دربارهء اسلام فرموده : « و لا ضنك لطرقه و لا وعوثة لسهولته و لا سواد بوضحه » خ 198 314 يعنى براى راههايش تنگى وجود ندارد و به آسانيش صعوبتى نيست و براى نورانيتش سياهى وجود ندارد ، و در تعقيب آن فرمود : « و لا وعث لفجهّ » در رفتن به راهش مشقتى نيست . دربارهء اهل دنيا به امام حسن عليه السلام مى نويسد : « قد ضلّت عقولها و ركبت مجهولها ، سروح عاهة بواد وعث ليس لها راع يقيمها و لا مسيم يسيمها » نامه 3 400 ، اهل دنيا مانند بهائمى است كه عقولشان را تباه كرده و راه نامعلوم را رفته است ، چرندگان آفت هستند در وادى صعب السير كه نه چوپانى دارند كه بازشان دارد و نه و چرانندهاى كه به چراشان بفرستد . وعد : راغب در مفردات گويد : وعد در خير و شرّ هر دو به كار رود گويند : « وعدته بنفع و ضرّ » ولى وعيد فقط در وعده شرّ گفته مىشود مواعده هم براى مفرد باشد و هم براى بين الاثنين « موعد » ( مثل موسم ) مصدر ميمى به معنى وعده و اسم زمان و مكان است « اوعد ايعادا » در شرّ به كار رود موارد زيادى از آن در « نهج » آمده است . در حكمت 336 فرموده : « المسئول حرّ حتّى يعد » آنكه از او چيزى خواستهاند تا وعده نداده آزاد است ، به اصحابش فرمايد : « اصبحت و الله لا اصدّق قولكم . . . و لا اوعد العدوّ بكم » خ 29 73 به خدا قسم حرفتان را تصديق نمى كنم و دشمن را به وسيلهء شما نمى ترسانم ، و در حكمت 290 فرموده : « لو لم يتوعّد الله على معصيته